عید نوروز باستانی

مراسم برگزاری عید نوروز در شهر نراق به گونه ای است که از اواسط اسفند ماه مردم خود را برای فرا رسیدن این روز نو آماده می کردند. خانه تکانی، تهیه لباس نو و تدارک برای تهیه آجیل و شیرینی از عمده کارهایی بود که در اولویت قرار دارد.

در ایام قدیم ، لباسهای محلی آن روز ها شامل: قَبا، تومون و گیوه عمدتاً مخصوص بزرگسالان و جوانان بود و نوجوانان و بچه ها هم در صورت امکان برای آنها خرید می کردند و یا لباس های محلی ساده برای آنها می دوختند.لباس زنان هم عمدتاً پیراهن بلند ساده با چارقد( روسری سفید )و کفش های آنها معمولا گالش یا دمپایی یا کفش های ساده که در آن موقع مرسوم بود با چادرهای مشکی، قَدکی و یا رنگ های دیگر و برای دختران هم لباس های ساده بود که یا خودشان می دوختند یا برای آنها تهیه می کردند . براى تهیه آجیل عید نیاز به خرید نبود چرا که همه چیز را خودشان داشتند مانند: تخمه، گردو، بادام ، تنده( مغزبادام تلخ )که تحت شرایطی آن را شیرین می کردند، گندم شاه دانه .شیرینی سفره هم جوزغند اصلی ترین سوغات نراق و بودِل بود که آنها هم توسط خودشان تهیه می شد و از شیرینی موجود در بازار هم مانند کلوچه کرمانشاهی و پشمک کاشان هم استفاده می کردند .

421317503-47065

سال به لحظات پایانی کم کم نزدیک می شد.سفره هفت سین را وسط اتاق و یا روی کرسی پَهن می کردند. اعضای خانواده لباس های نو به تن می کردند. پدر خانواده قبای نو می پوشید و در برخی موارد شال سفید به کمر می بست و شلوارش هم تمون بود و کلاهی نخی و یا نمدی بر سر می نهاد با اُبهتی مخصوص ظاهر می گردید . خانواده دراطراف سفره هفت سین می نشستند و منتظر می ماندند تا رادیو لحظه تحویل سال را اعلام کند. با آغاز تحویل سال اعضای خانواده به هم تبریک می گفتند. فرزندان روی پدر و مادر را می بوسیدند و پدر به بجه ها عیدی می داد.سپس دید و بازدید از بزرگان فامیل یا محل مانند پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها و سایر فامیل انجام می گرفت. البته بچه ها برای اینکه زود تر عیدی بگیرند جلوتر می رفتند. سپس دید و بازدید از سایر مردم محل شروع می شد. در عید نوروز کسانی که برای دید و بازدید عید می رفتند بدون اینکه دق الباب کننند به منزل آشنایان می رفتند و پس از صرف چای و شیرینی منزل را ترک و به منارل دیگر می رفتند

1111

دید و بازدید نوروزی تا روز دوازدهم فروردین ادامه داشت و در روز سیزدهم که به نام سیزده بدر معروف است همه از خانه خارج می شدند و به دیدار طبیعت می رفتند و این روز را که آخرین روزهای نوروزی بود با فضای سَرسبز طبیعت، گلزار ها، چشمه سارها و مزارع سر سبز سپری می کردند.سبزه ها را به هم گره می زدند و این جمله را به زبان می گفتند:             سبزی تو از من                    زردی من از تو

0376

برو به پیوند یکتا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *