جوزغند نراق

فرهنگ «معین» یکی از معانی تعریف‌شده برای «جوزغند» را «جوز» شفتالوی خشک‌شده و «غند»، «آگند» یا «آکند» یعنی افکندن آورده است .لغت نامه دهخدا : جوزاغند. هلو یا شفتالوی خشک کرده که مغز گردو در میان آن آکنده باشند .

2951182-4566393

تهیه جوزغند، کار پر زحمت و با دقتی است و در گذشته به عنوان یک کالای تشریفاتی و لوکس مانند دیگر شیرینی ها استفاده نمی شد بلکه به عنوان یک وعده غذایی برای زمان هایی که امکان طبخ غذا فراهم نبود، مورد استفاده قرار می‌گرفت. به همین دلیل در گذشته هر کس که از شهر مسافرتی هر چند کوتاه داشته مقداری جوزغند همراه خود می برده است .جوزغند معمولا با هلوی محلی (اَلگ) درست می‌شود . زنان کوشا و خوش ذوق شهر نراق پوست این میوه‌ها را گرفته، هسته آنها را جدا کرده و آن را با معز گردوی آسیاب شده، خاک قند، دارچین و هل پُر می‌کنند. بعد میوه را خشک کرده و به عنوان سوغات محلی می‌فروشند. این ماده خوراکی به غیر از هلوی محلی (اَلگ) با میوه آلو، انجیر، گلابی و انگور هم تهیه می‌شود . این حرفه گُل سَر سَبد صنایع دستی نراقی هاست که اکثر زنان نراق در ساخت آن کم و بیش تخصص دارند . مردم زحمتکش شهر نراق نخستین کسانی هستند که جوزغند را از میوه ای به نام اَلک ساخته و مورد استفاده خود و سطح منطقه قرار داده اند .

26103

تاریخچه این شیرینی محلی و خوشمزه مربوط به بیش از 500 سال است و از دوران صفویه بیشتر مورد توجه قرار گرفت . این تحفه ارزشمند کالری و پروتئین بالایی دارد که چندین ماه می‌توان آن را نگهداری کرد.
طی چندین مرتبه زلزله و سیل و بعضا خشکسالی که منطقه را فرا گرفت جوزغند بهترین خشکباری بود که مردم به راحتی حمل و حتی در جیب کودکانشان می گذاشتند تا از گرسنگی نجات پیدا کنند . جوزغند نه فقط محبوب‌ترین و گران‌ترین سوغات نراق، بلکه خوراکی محبوب رزمنده‌ها در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران هم بود. این شیرینی به خاطر حجم کم و کالری بالا در بین اقلام دیگر طی هشت سال دفاع مقدس توسط زنان فداکار نراق آماده و به جبهه های نبرد در سرحدات فرستاده می‌شد . بین رزمندگان شهر نراق در جبهه ، جوزغند به نارنجک لُپی معروف بود چون معتقد بودند بعد از خوردن آن در شکم منفجر می شود و انرژی خود را آزاد می کند .

5

چندین سال است شهرداری در راستای رونق صنعت گردشگری و ایجاد بستر های لازم جهت مشارکت شهروندان از جمله زنان سختکوش نراق اقدام به برگزاری جشنواره سوغات محلی (جوزغند ) می نماید که عموما در مهر ماه هر سال برگزار می گردد. این جشنواره سالانه مورد استقبال عموم اهالی نراق و دلیجان و توریست ها و مردم شهرهای ایران قرار گرفته است . تا کنون هشت جشنواره‌ برگزار گردیده و در آن روش ساخت این شیرینی محلی برای حفظ این سنت به نسل‌های جوان‌تر آموزش داده می‌شود .در سال 1394 شیوه تهیه، فرهنگ داد و ستد و جایگاه خاص جوزغند شهر نراق در فهرست میراث معنوی کشور ثبت شد.

مراسم نخل گردانی و عزاداری

نخل گردانی شهر نراق یکی از مراسم های سنتی این شهر است که هرساله در 4 روز عاشورا، 28 صفر، 21 رمضان و سالروز شهادت حضرت زهرا (س) انجام می گیرد. این شهر دارای دو نخل بزرگ و کوچک هست  که در روز مراسم  جوانان با حضور در كنار نخل هاي شهر با پوشش پارچه هاي مختلف لباس عزا را برتن نخل ها مي پوشانند و با ذكر يا علي يا زهرا ، نخل را از محل و جايگاه خود حركت داده و آن را در ميدان اصلي شهر مي آورند . نخل گردانی یکی از آیین های سنتی شهر نراق است که همه ساله و در مراسم های مختلف با وسعت زیادی در این شهر برگزار می شود.این مراسم از دیرباز برای مردم نراق از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. سال هاست  در شهر نراق در در ایام شهادت پنچ تن آل عبا  آیین سنتی نخل گردانی  برگزار می گردد.صبح روز عزاداری همه مردم کوچک و بزرگ با لباس های مشکی می آیند تا در عزاداری شرکت کنند. این مراسم همراه با سینه زنی و زنجیرزنی و حرکت هیات مذهبی شهر است.

614681_400

نخل به مثال تابوت عزا در بين مردم است شكل آن به مانند تابوتي تو خالي درست شده و داخل آن داراي فضاي توخالي است و داراي چندين پايه در اطراف و جلو مي باشد كه در نراق هر پايه از دوران قديم به نام طائفه اي بوده و نسل به نسل به فرزندان آنها رسيده است و به اين دليل هر پايه به نام خانواده يا خانداني در نراق نام گرفته است. نخل داراي يك راهنما  يا مسئول مي باشد در روي آن قرار گرفته و در بالاي آن به ذكر مصيبت و نوحه خواني مي پردازد. هنگامي كه مراسم عزاداري شروع مي شود ، بعد از آخرين هيئت مردم و كساني كه نخل را همراهي مي كنند پشت سر هيئت عزادار نخل را بر روي دوش مي گيرند و آن را پس از گذراندن مسيري تا جلوي درب مسجد جامع مي برند و بعد از يك برنامه يك ساعته عزاداري و سخنراني مجدداً آن را به محل اوليه آن رجعت مي دهند.

1467107493_photo_2016-06-28_11-36-57

 یکی ازجاذبه های مذهبی شهر نراق نخل عزاداری آن است كه در روزعاشورا در ميان كوچه های نراق بر شانه مردم برده مي شود . نخل نراق، گاهواره يا تابوتی چوبين است كه در طول سال در حسينيه نگهداری مي شود و نمادی از تابوت امام حسین (ع) می باشد.  در ماه محرم هر سال مهاجرانی كه سال هاست ديگر درنراق زندگي نمی كنند و هر کدام ساكن شهرهای اصفهان، كاشان، يزد، تهران و … هستند به نراق می آيند و در مراسم شركت می كنند. در روزعاشورا، نخل را با پارچه های زربافت و شال های ابريشمی رنگارنگ كه بر تنش گره می زنند، می پوشانند. نخل ساعاتی مانده به ظهر در كوچه های نراق حركت داده شده و در روبروی مسجد جامع توقفی داشته و سپس به جای خود بازگردانده می شود. نخل بر دو پايه چوبی طولی و پنج پايه عرضی قرار دارد و وظيفه به دوش گرفتن هر پايه نخل بر عهده افرادی از خانواده هايی است كه اين كار در خاندان آنها موروثی است.مقام سر نشين نخل، يعنی كسی كه بر بالای نخل مي نشيند تا آن را هدايت كند، نيز ارثی است. نخل سنگين است و حدود يك تن وزن دارد. شب هنگام عزادارانی که در مراسم ظهر عاشورا و نخل گردانی شرکت داشته اند در محله ها چراغ به دست به سينه زنی و نوحه خوانی می روند كه آن را پرسه گويند.

1467107484_photo_2016-06-28_14-24-31naragh71

مراسم سنتی سیزده بدر

دید و بازدید ایّام نوروز تا روز دوازدهم فروردین ادامه دارد و در روز سیزدهم عید که به نام سیزده بدر معروف است همه ی نراقی ها از خانه خارج می شوند و به دیدار طبیعت می روند و این روز را که آخرین روزهای نوروزی است با فضای سر سبز طبیعت، گلزار ها، چشمه سارها و مزارع سَرسَبز سپری می کنند .سبزه ها را به هم گره می زنند و این جمله را به زبان می گویند:   سبزی تو از من  و   زردی من از تو.

سبزه هایی را هم که در منزل برای سفره هفت سین در سینی یا بشقاب مخصوص کاشته بودند در این روز از خانه خارج نموده و در دل طبیعت رها می سازند . مردم از ساعت اولیه صبح دسته دسته به آنجا می رفتند و در کنار رود پُر آب چشمه و باغ های سَرسبز اطراف گرد هم می آمدند . مغازه داران نوشابه های شیشه ای زرد و مشکی را کَف آب سَر دهنه می خواباندند تا خنک و گوارا باشد تا فروش خوبی داشته باشند .

BaghNaraq3

جوزغند متداولترین محصولی است که روز سیزده بدر و ایّام دیگر همیشه و در همه جا همراه نراقی هاست و خورده می شود . نراقی ها سازنده اصلی جوزغند در ایران و جهان محسوب می شوند . زن ها به آشپزی و خوش و بش با زنان فامیل و همسایه و مردها هم به انواع بازی ها خود را سرگرم می کردند.عمده ترین بازی مردها ” چوچو خَطی ” بود که طرفداران زیادی داشت و اکثر جمعیت را به دور خودشان جمع می کردند. در ادامه خوش گذرانی بعضی ها به والیبال مشغول می شدند و برخی به فوتبال . عده ای از مردها و جوانان هم به بازی محلی ” زیرش زدنی و بالا آمدنی با توپ “مشغول می شدند.  این بازی شامل دو تیم به تعداد دلخواه بود و وسایل آن هم یک چوب دستی نسبتاً قطور به اندازه یک متر همراه با یک توپ دستی کوچک بود . روش بازی هم به این صورت بود که دو تیم در مقابل هم می ایستادند و یک نفر با چوب توپ را که به نام توپ هفت پوست معروف بود به هوا پرتاب می کرد و هنگام فرود آمدن اگر کسی این توپ را با دست می گرفت جای تیم ها عوض می شد و بازی به همین منوال ادامه می یافت . بعضی از خانواده ها هم آش نذری پخته و و به مناسبت خیرات اموات بین حاضرین تو زیع می کردند.  پسران و دخترانی که نامزد بودند کیسه ای از آجیل و جوزغند نراق را بین حاضرین توزیع می کردند.

عید نوروز باستانی

مراسم برگزاری عید نوروز در شهر نراق به گونه ای است که از اواسط اسفند ماه مردم خود را برای فرا رسیدن این روز نو آماده می کردند. خانه تکانی، تهیه لباس نو و تدارک برای تهیه آجیل و شیرینی از عمده کارهایی بود که در اولویت قرار دارد.

در ایام قدیم ، لباسهای محلی آن روز ها شامل: قَبا، تومون و گیوه عمدتاً مخصوص بزرگسالان و جوانان بود و نوجوانان و بچه ها هم در صورت امکان برای آنها خرید می کردند و یا لباس های محلی ساده برای آنها می دوختند.لباس زنان هم عمدتاً پیراهن بلند ساده با چارقد( روسری سفید )و کفش های آنها معمولا گالش یا دمپایی یا کفش های ساده که در آن موقع مرسوم بود با چادرهای مشکی، قَدکی و یا رنگ های دیگر و برای دختران هم لباس های ساده بود که یا خودشان می دوختند یا برای آنها تهیه می کردند . براى تهیه آجیل عید نیاز به خرید نبود چرا که همه چیز را خودشان داشتند مانند: تخمه، گردو، بادام ، تنده( مغزبادام تلخ )که تحت شرایطی آن را شیرین می کردند، گندم شاه دانه .شیرینی سفره هم جوزغند اصلی ترین سوغات نراق و بودِل بود که آنها هم توسط خودشان تهیه می شد و از شیرینی موجود در بازار هم مانند کلوچه کرمانشاهی و پشمک کاشان هم استفاده می کردند .

421317503-47065

سال به لحظات پایانی کم کم نزدیک می شد.سفره هفت سین را وسط اتاق و یا روی کرسی پَهن می کردند. اعضای خانواده لباس های نو به تن می کردند. پدر خانواده قبای نو می پوشید و در برخی موارد شال سفید به کمر می بست و شلوارش هم تمون بود و کلاهی نخی و یا نمدی بر سر می نهاد با اُبهتی مخصوص ظاهر می گردید . خانواده دراطراف سفره هفت سین می نشستند و منتظر می ماندند تا رادیو لحظه تحویل سال را اعلام کند. با آغاز تحویل سال اعضای خانواده به هم تبریک می گفتند. فرزندان روی پدر و مادر را می بوسیدند و پدر به بجه ها عیدی می داد.سپس دید و بازدید از بزرگان فامیل یا محل مانند پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها و سایر فامیل انجام می گرفت. البته بچه ها برای اینکه زود تر عیدی بگیرند جلوتر می رفتند. سپس دید و بازدید از سایر مردم محل شروع می شد. در عید نوروز کسانی که برای دید و بازدید عید می رفتند بدون اینکه دق الباب کننند به منزل آشنایان می رفتند و پس از صرف چای و شیرینی منزل را ترک و به منارل دیگر می رفتند

1111

دید و بازدید نوروزی تا روز دوازدهم فروردین ادامه داشت و در روز سیزدهم که به نام سیزده بدر معروف است همه از خانه خارج می شدند و به دیدار طبیعت می رفتند و این روز را که آخرین روزهای نوروزی بود با فضای سَرسبز طبیعت، گلزار ها، چشمه سارها و مزارع سر سبز سپری می کردند.سبزه ها را به هم گره می زدند و این جمله را به زبان می گفتند:             سبزی تو از من                    زردی من از تو

0376

دکترهدایت الله نیّرسینا نراقی

هدایت الله نیّرسینا تاریخ 1/7/1294  در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان واقع در استان مرکزی متولد گردید . پدرش ملا محمد نراقی و مادرش منور رزاقی فرزند آقا رضا ابن عبدالرزاق هر دو اهل شهر نراق هستند. هدایت الله تحصیلات ابتدایی را مکتب خانه زادگاهش نراق سپری و سال 1304 که اولین مدرسه نراق در جَنب بازار شمس السلطنه و طبقه فوقانی تاجرسرا ایجاد شد تحصیلات را ادامه داد . سپس جهت فراگیری علوم متوسطه راهی تهران گردید . بعد در دانشسرای عالی تهران در رشته ادبیات پارسی به تحصیل پرداخت و پس از گذراندن دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد ، دانشنامه دکترای ادبیات را دریافت داشت . آنگاه به تدریس در دبیرستان های تهران و بعد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دانشکده افسری مشغول تدریس گردید .

یفط

در اثنای خدمات فرهنگی ؛ سال ها با رادیو ایران در تهیه برنامه های رادیویی همکاری نزدیک داشت . اشعار و مقالات آقای نیرسینا در نشریات کشور به چاپ رسیده و چندین جلد کتاب درسی برای تدریس در دانشکده افسری تالیف نموده است .دکتر هدایت الله نیّرسینا نراقی ترانه‌سرای ایرانی بود. او زمانی ریاست شورای شعر رادیو ایران را بر عهده داشت . این شورا وظیفهٔ بررسی درستی اوزان و عروض و قافیه، پاکی کلام و تمیزی زبان و روشنی پیام شعرهایی را داشت که از رادیو خوانده می‌شد .

نیّرسینا استاد و عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و مولف شماری از کتاب های درسی مدارس ایران از جمله قرائت فارسی ؛ املاء(دیکته) و جغرافیا ؛ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ ادب‍ی‌ م‍ش‍ت‍م‍ل‌ ب‍ر ان‍ش‍اء م‍راس‍لات‌ و م‍س‍ائ‍ل‌ ادب‍ی‌ و اخ‍لاق‍ی‌ و اج‍ت‍م‍اع‍ی و… بود . دکتر «هدایت نیّرسینا نراقی » گرچه در اصل استاد دانشگاه بود، ولی در حافظه جمعی هنرمندانی که به نوعی با شعر و ترانه سر و کار داشتند، بیشتر در مقام مسئول حذف و حشو، و یا رد و تائید اشعاری که قرار بود به‌ صورت ترانه از رادیو پخش شود، به‌یاد می‌آید .

استاد نیّرسینا تاریخ 1 آبان 1356 بازنشسته گردید و اوایل انقلاب ایران را به مقصد فرانسه ترک نمود و بعد از مدتی برای همیشه در ایالات متحده آمریکا اقامت یافت . یادشده تاریخ 26 مرداد 1377 در سن 83 سالگی در آمریکا فوت و همانجا خاکسپاری گردید .

خانم قدسیه فرخزاد نراقی

قدسیه فرخزاد نراقی سال 1295 شمسی در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد گردید .
مادرش زهرا خانم بنت حاج محمدرضا نراقی و پدرش نعمت الله نراقی فرزند حاجی علی نراقی دارای شهره بود. بعدا فرزندان میرزا نعمت الله نراقی نام خانوادگی فرخزاد را برگزیدند . همسر خانم قدسیه نراقی سرهنگ میرزا عبدالله دولتشاهی از خاندان بزرگ دولتشاهی می باشد و حاصل زندگی آنان دو دختر به اسامی ژاله و سولانا و چهار پسر به اسامی طهماسب میرزا – حسین میرزا – تیمور میرزا – کامران میرزا دولتشاهی می باشد . بر این اساس بعضا نام و فامیلی این ایراندخت ایرانی به رسم استفاده از نام شوهرش به قدسیه دولتشاهی هم خطاب می شود .

صدیقه-دولتشاهی

ایراندخت خلبان قدسیه فرخزاد نراقی سال 1319 پس از طی دوره های تئوری خلبانی که نزدیک به شش ماه طول کشید مدرک خلبانی خود را به عنوان اولین خلبانان زن در ایران به همراه خانم ها عفت تجارتچی و آینا آوشید دریافت نمود . مشارالیها اولین پرواز خود را با هواپیمای آموزشی « تایگر ماوس » در فرودگاه دوشان تپه تهران انجام داد . قدسیه به قدری از مهارت خلبانی برخوردار گردید که سال 1324 بر صندلی هواپیمای مسافری تکیه زد و از طرفی اولین خلبان زن دارای هواپیمای شخصی هم محسوب گردید.  قدسیه و عفت و آینا همزمان با هم ثبت نام و آموزش را فرا گرفتند و هر سه نفر به عنوان اولین خلبانان زن ایران مدرک دریافت کردند و هیچکدام برتری نسبت به دیگری ندارند ولیکن چون خانم تجارت چی در خصوص مهارتش دست نوشته دارد و مورد مصاحبه قرار گرفته به اشتباه به عنوان اولین خلبان زن مطرح شده و در دانشنامه ویکی پدیای فارسی به این نام شهره گشته است و لیکن هر سه خلبان زن ایران به طور مساوی دارای امتیاز همگون هستند و اولین ها محسوب می شوند

imagesیب.